آمار

Monday, November 22, 2010

Hilarious Failed Jump

This big dude attempts to jump over a pipe bollard and gets his shorts stuck on the top of the pipe.





source

Hidden camera in restroom

Sunday, November 21, 2010

شجاعت یا حماقت؛ مسأله این است!

10 craziest haircuts in sports



Ron Artest, Los Angeles Lakers guard-forward. Another player who has dyed his hair blond. It is a mystery why he didn’t shave it all off when he saw the outcome.






Scot Pollard, retired NBA player. The man with the most bizarre haircuts during his whole NBA career. Here with a tiny blond (or orange) Mohawk.


Andre Agassi, retired tennis player, former World no. 1. He definitely showed what the mullet haircut is all about.


Chris Andersen, Denver Nuggets forward. Looking like he had a hedgehog on his head, Andersen really got back the 90′s hair look with all the crazy spikes.


Dennis Rodman, retired NBA legend. Dude had so many hair styles and hair colors that one picture is not enough.


Abel Xavier, former professional football player. He definitely knows what blond and big means. There is no need to say anything else.


Ronaldo, a famous Brazilian soccer player, awarded best soccer player of the world, plays currently for Corinthians. If you want some bangs, you don’t need to shave off the rest of your hair. Apparently Ronaldo didn’t know that.


Taribo West, former professional soccer player. He was known for his unusual and colorful haircuts. So colorful they look like candy.


Tim Tebow, Denver Broncos third-string quarterback. It looks like his top hair has simply burned away.




Tiger Woods, professional golfer. What is the deal with blond patches randomly spread over his head? He fortunately dyed it back after a while.

Sunday, November 14, 2010

هاشمی : بدترین شرایط کشور روزی است که مردم بایستند تا ببینند فردا چه می شود؟ / بالاترین خدمت به دشمن ایجاد بلاتکلیفی در کشور است

     با شعار نمی‏ شود همیشه جامعه را اداره کردپس این ‏توصیه را بپذیرید و اطمینان داشته باشید که امام گفته است و ما هم روی‏ حرف امام می ‏ایستیم که سال، سال قانون است
    برخی کبریت کشیدن زیراقتصاد کشور رابا انقلابی گری اشتباه گرفته اند!
    باید با حساب و کتاب دقیق، حرکات دوست و دشمن را از هم جدا کرد تا مسأله دشمنان دانا و دوستان نادان هم‏ مشخص شود!
    ما هم باید دوستان را کنترل کنیم و هم جلوی توطئه‏ های دشمن را بگیریم این که می‏گویم دوستان، منظورم آنهایی است که در لباس دوست کار دشمن را می‏ کنند!
    خودسری ها و تجاوز از مرز قانون،سبب ایجاد بی ‏اعتمادی مردم و فلج ماندن نیروهای‏ سازنده در اقتصاد کشور می‏شود
    ما امروز نیاز نداریم ‏کشورمان را به ‏صورت انقلابی اداره کنیم دوران، دوران نظم و قانون است
    سیاست ‏کشور ما این نیست که با بی ‏قانونی و با شعار، با مردم برخورد بکنیم

با شعار نمی شود کاری از پیش بردباید با حساب و کتاب دقیق، حرکات دوست و دشمن را از هم جدا کرد تا مسأله دشمنان دانا و دوستان نادان هم‏ مشخص شود. پس چیزی که ما تعقیب می‏ کنیم ایجاد حالت اعتماد در مملکت است. دراینجا باید هر کسی مطمئن باشد. کاسب، متخصص در جای خودشان اعتماد داشته باشند. حتی کسانی که پول دارند و می‏خواهند به‏ کار بگیرند، مطمئن‏ باشند. مستضعف به‏ آینده خودش و آنها که داعیه سیاسی دارد در مملکت‏ خودشان راحت باشند. خلاصه حدود و حقوق همه معین شود و تا به‏ این نقطه‏ نرسیم، نمی‏توانیم یک کشور جا افتاده داشته باشیم. این را بدانید. برای این‏مقصود، ما هم باید دوستان را کنترل کنیم و هم جلوی توطئه‏ های دشمنان را بگیریم. این که می‏گویم دوستان، منظورم آنهایی است که در لباس دوست کار دشمن را می‏ کنند!

"ما این دوره بسیار سخت را تقریباً پشت سر گذاشته‏ ایم و به ‏مرحله‏ ای ‏رسیده‏ ایم که احساس می‏ کنیم می‏توانیم ادعا بکنیم حالا دیگر در این کشورحکومت قانون و ثبات و اعتماد وجود دارد. البته در این میان دو مشکل‏ وجود دارد. اول، مشکل دوستان نادان است و دوّم، دشمنان حیله‏ باز و دانا.دشمنان حیله‏گر و دانا دائم دست به‏ کار توطئه‏اند تا اعتماد و ثباتی در این کشور برقرار نباشد. شایعه راه می‏اندازند، جنگ و ناامنی درست می‏ کنند و در حال‏تبلیغ و هوچیگری از هیچ کار فروگذار نمی‏کنند. اینها مسبب کمبودها هستند.به ‏اشکال مختلف سعی بر این دارند که پولهای مردم در جریان اقتصاد و تولید و رفع مشکلات هدایت نشود. طوری زیرکانه عمل می‏کنند تا نیروهای ‏متخصص دل به‏ کار ندهند و نسبت به‏نظام بدبین باشند. دوستان خود ما هم علی ‏رغم حسن‏ نیت، خامی می‏کنند و راه را برای آنان باز می‏گذارند. ما همه را دوست نمی‏دانیم؛ هستند در نهادها و اداره‏ ها و مؤسسه‏ها و کارخانه‏ها که در ظاهر به‏ شکل دوست حضور یافته‏اند، اما در حقیقت دشمن هستند. کاری‏ می‏کنند تا مردم ناراضی باشند و احیاناً نهادی را هم در این میانه بدنام کنند.یعنی همان چیزی که دشمن می‏خواهد. من می‏خواهم امروز این بحث رإ بازکنم و نتیجه بگیرم. مرحله جدیدی که جمهوری اسلامی در آن پا گذاشته یک‏ بینش صحیح و شعور و آگاهی بالا احتیاج دارد.

با شعار نمی ‏شود کاری از پیش برد. باید با حساب و کتاب دقیق، حرکات دوست و دشمن را از هم جدا کرد تا مسأله دشمنان دانا و دوستان نادان هم‏ مشخص شود.

پس چیزی که ما تعقیب می‏ کنیم ایجاد حالت اعتماد در مملکت است. دراینجا باید هر کسی مطمئن باشد. کاسب، متخصص در جای خودشان اعتماد داشته باشند. حتی کسانی که پول دارند و می‏خواهند به‏ کار بگیرند، مطمئن‏ باشند. مستضعف به‏ آینده خودش و آنها که داعیه سیاسی دارد در مملکت‏ خودشان راحت باشند. خلاصه حدود و حقوق همه معین شود و تا به‏ این نقطه‏ نرسیم، نمی‏توانیم یک کشور جا افتاده داشته باشیم. این را بدانید. برای این‏ مقصود، ما هم باید دوستان را کنترل کنیم و هم جلوی توطئه‏های دشمنان را بگیریم. این که می‏گویم دوستان، منظورم آنهایی است که در لباس دوست کار دشمن را می‏کنند.

به‏ جای این‏ که فعالیت کنند، کارها متوقف می‏ شود. یعنی به‏ جای این ‏که زمین را آباد کنند، کارخانه ‏ها را راه بیندازند و ماشینها را درست کنند، مردم دست روی دست‏ می‏گذارند و می‏ نشینند و می‏گویند: "صبر کنیم تا ببینیم فردا چه می‏شود؟"خوبهاشان این کار را می‏کنند. آنهایی که قدری بد هستند، ضربه‏ های دیگری هم ‏برای جبران این کار می‏زنند. پولها را به‏قیمت نازل، تبدیل به ‏دلار و مارک ‏می‏کنند و به ‏خارج می‏فرستند. به‏کویت می‏روند و دینار آنجا را به‏ صد تومان‏ می‏خرند. با این همه زحمت پول را چهاربرابر کوچک می‏کنند تا از این مملکت خارج بشود. چرا که می‏بینند اینجا امن نیست. آنها که با یک شعار دردادگاه انقلاب، رئیس یا قاضی را تحت تأثیر قرار می‏دهند تا فلان سرمایه‏دار را بگیرند، ضربه می‏زنند. گرفتن یک سرمایه‏ دار کار آسانی است، ولی او کسی ‏است که دارد کار و تولید می‏ کند، شما این را بگیرید، مثل این است که به ‏اقتصاد این ‏کشور کبریت کشیده‏اید.

این خودسریها و تجاوز از مرز قانون، چه به‏ دست دوست و چه به‏ دست ‏دشمنان دوست نما، سبب ایجاد بی‏ اعتمادی مردم و فلج ماندن نیروهای‏ سازنده در اقتصاد کشور می‏شود. ما باید یک حد و حسابی را در این گونه امور رعایت کنیم. از طرف دیگر می‏خواهم بگویم تجاوزکاران اقتصادی، آنهایی که‏ به‏ خیال خودشان با درآمدهای شخصی خودشان از راه قانون شکنی و احتکاردست به‏ تشدید جو بی‏اعتمادی می‏زنند باید شناخته و کشف شوند. اینها اگر دشمن باشند که حسابشان معلوم است؛ امّا اگر فقط به‏ دلیل سودجویی و منافع‏ شخصی اقدام کرده باشند، احمق هستند. چون به‏زودی شناخته می‏ شوند ومردم نسبت به ‏این تیپ افراد بی‏اعتماد می ‏شوند. جامعه به‏ اینها فشار می‏آورد.فردا می‏گویند: " زود باشید و این‏طور آدمهایی که با اموال و امکاناتشان دارند حرکت مخرب می‏کنند از جامعه دورشان کنید با این وضع اجرایی نمی‏شود به‏هیچ کس اعتماد کرد. این رسم دوستی نیست ‏والبته آن‏طور که در چند مورد کشف شده، عاملین این باب نابسامانیها دشمنان‏ ما هستند. یکی از کارهایی که منافقین در آن دخالت دارند همین است. امروز ازهمه‏جا مأیوس شده‏اند و دیگر در شهر نمی‏توانند دست به‏خرابکاری بزنند،آمده‏اند و در ارگانها با این که به‏طور رسمی حضوری ندارند، مع‏ذالک به‏طورحیله‏گرانه و مخفیانه دست به‏عمل زده‏اند. شلوغی و بی‏اعتمادی راه می‏اندازند.این روش را از قبل هم داشته‏اند، امّا چون حالا دیگر راهی برایشان نمانده در آن‏قالب‏ ها رفته‏اند و کار می‏کنند.

نتیجه ‏ای که می‏خواهم از این خطبه بگیرم، این است که ما امروز نیاز نداریم ‏کشورمان را به‏ صورت انقلابی اداره کنیم. دوران، دوران نظم و قانون است.وضعیت کشور را باید تثبیت کرد تا اعتماد مردم جلب بشود. باید این مردم‏ بفهمند و سطح فکرشان بالا بیاید. مطمئن بشوند حقوقشان را قانون می‏گیرد،تا نخواهند با بی‏ قانونی بگیرند. آنهایی که اموال نامشروع دارند، مطمئن باشند اخذ خواهد شد و هیچ‏وقت به ‏اموال حلال آنها کاری نداریم. همه تلاش دشمن‏ این است که نگذارد ما وارد این مرحله بشویم. یک کلمه در جایی گفته می‏شود و در بین مردم هیاهو راه می‏اندازد. مثلاً پولها را می‏ خواهند در بانک مصادره ‏کنند. یک چنین شایعه‏ای کافی است که هرکس پولی دارد، بیرون بکشد. پول‏ بانکها که نامحدود نیست. در چاپ اسکناس حساب شده عمل می‏شود.به ‏مقدار اعتبار هر کشور، همان مقدار اسکناس چاپ می‏کنند. این اسکناسها اگر در گردش بیاید طبق همان سرمایه در گردش، درست می‏شود؛ امّا اگر در خانه یا در قلک‏ها بماند، شما حسابش را بکنید که چه وضعی پیش می‏ آید! هر یک نفراگر بخواهد صد تومان در خانه بگذارد، همین مقدار کم، شما در میان نوزده‏ میلیون نفر حساب کنید و ببینید چه مبلغ عظیمی از جریان اقتصادی دور می‏ماند و تا چه اندازه صدمه می‏زند! تمام پولها از بانک بیرون آمده و هیچ‏ چیز در بانک نمی‏ماند. پس همه کارها می‏خوابد. این مسأله را کوچک‏ نشمارید و برگردید به‏حسابتان نگاه کنید. پولهایی که بی‏ جهت در خانه، درقلک یا در مغازه جمع کرده‏اید، بریزید در بانکها و حاصل این کار سازنده راببینید. البته دشمنان حساب دیگری می‏کنند. دشمنان، سرمایه ‏دارهای مخالف،اگر رقم های عمده را بردارند، در گاو صندوق ها می‏گذارند. تعداد آنها محدود است و نمی‏توانند ضربه بزنند. امّا ضربه را خُرده پولها می‏توانند بزنند. شمااگر تصمیم بگیرید که هر چه پول دارید در بانک بگذارید و فقط به اندازه نیاز روزانه دستتان باشد، چرخ بزرگی را به‏حرکت درآورده‏اید. حتی پس‏ اندازهای‏ بچه ‏ها اگر در بانک بماند، ممکن است به‏حساب نیاید، امّا به‏ سهم خودش‏ کارساز است. چون بانک مال مسلمانهاست و مثل قدیم نیست که شما با آن ‏قطع رابطه بکنید. این یک قدم عظیمی در رواج اقتصاد کشور است و دشمن ازاین طریق نمی‏تواند ضربه بزند. آن شایعه‏ها دیگر مؤثر نیست، فقط یک عده‏ معدودی تحت تأثیر قرار می‏گیرند.

در نهایت من این اطمینان را امروز از تریبون نماز جمعه می‏ دهم و به‏ عنوان ‏رئیس مجلس و یک مسلمان که سیاست کشور را می ‏داند می‏گویم، سیاست ‏کشور ما این نیست که با بی ‏قانونی و با شعار، با مردم برخورد بکنیم. هر جا که‏ دیدید یک ارگانی، چه انقلابی و چه غیرانقلابی، چه اداری و چه غیر اداری،می‏خواهد برخورد غیرقانونی بکند، این دوست نیست، دشمن است. یا دوست نادان است که کار دشمن را می‏کند. بدون این اعتماد و بدون حکومت ‏قانون یا اطمینان مردم نمی ‏توان کشور را اداره کرد. با مردم باید برطبق قانون رفتار شود. حالا ممکن است قانون اشتباه باشد، این مهم نیست. قانونی که‏ اشتباه شد، در عمل تجربه می ‏کنند و قانون را اصلاح می‏کنند. اگر مردم مطمئن‏ نباشند که برطبق قانون با آنها رفتار می‏شود، مردد می‏شوند. به‏دادگاه می‏روند،نمی‏ دانند چه حکمی صادر می‏ شود، شهرداری احضارشان کرده نمی ‏دانند چه‏حکمی در کار است، زمین دارند، می‏گویند نمی‏گذارند رویش کار بکنیم، کسی ‏در دکانش برود، نگذارند کار بکند، دم گمرک می‏رود نمی ‏داند چه کار بکند،...اگر این ‏طور باشد، سنگ روی سنگ بند نمی‏شود و جامعه نمی‏تواند به‏راه ‏خودش برود. با شعار هم که نمی‏شود همیشه جامعه را اداره کرد. پس این ‏توصیه را بپذیرید و اطمینان داشته باشید که امام گفته است و ما هم روی‏ حرف امام می ‏ایستیم که سال، سال قانون است. و سال آینده محکم‏ تر ازامسال، سال قانون است و همیشه چنین خواهد شد."

 منبع: http://hashemirafsanjani.ir/?type=dynamic&lang=1&id=3030